بهار زرد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    رنگ نگاهش تغییر کرد و سراسر التماس و عشق شد. چه احساس قشنگی سراسر وجودم را پر کرد! چه زیبا از من خواست در کنارش بمانم "بهار زندگیم باش" لبخند عمیقی زدم و از سر خجالت نگاه به زیر انداختم. صدای گرم و بمش به گوش رسید: «بهار!! بهار زندگیم می­شی؟! سرتو بالا بگیر. خواهش می­کنم. جوابمو بده.» چه­قدر عشق زیباست... چه­قدر عاشقی قشنگ است... مخصوصاً وقتی که معشوق امیر باشد. با خجالت نگاهش کردم. لب­های خشکیده­ام را تر کرده و گفتم: «و توهم، تکیه­گاه امنِ من باش!!»


    راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
    نویسنده : عباس بازدید : 2 تاريخ : شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 13:59
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها