خرید بک لینک
گاهی بیدار میشوم و آنقدر همینطور میمانم که صدای افتادن گلبرگی از گلدان را میشنوم. گاهی بیدار میمانم و آرزو میکنم کاش کسی بود و صدای فروریختنم را میشنید. در حریم امن تختم، بر این طناب بندبازی میان رؤیا و بیداری، تخیلاتم خیلی واقعی مینماید ـ فقط چند قدم آنطرفتر ـ همین نزدیکیهایی که هر چه میروی به آن نمیرسی. پدرم پردهها را آرام باز میکند تا از روز پردهبرداری کند. هر روز شاهکاری است، حتی اگر آدم را له کند.


راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 3:46

صفحه بندی