خرید بک لینک
سرمایه داری در نزدیکی کلیسایی در قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص برپا بود و برای مشتریان مشروب هم سرو میشد. کشیش کلیسا هر روز در پایان موعظه، دعا میکرد تا خدا، صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل! یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و طوفانی شدید شکل گرفت و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. کشیش روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد، خراب شدن آن خانهی فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: « اگر مؤمن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.»


راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 20:39

صفحه بندی