همه ما درباره کار، تخصص و علایقمان اطلاعات بسیار زیادی داریم و اگر فرصتی به دست آوریم بیوقفه دربارهشان صحبت میکنیم. اگر مخاطب صحبتهایمان کسی باشد که واقعا این موضوعات برایش اهمیت داشته باشد، مشکلی بهوجود نمیآید اما متأسفانه، اکثر نطقها در برابر گروههایی از مخاطبان ادا میشوند که تضمینی در مورد سطح علاقه و اشتیاق آنها به موضوع وجود ندارد.
بنابراین اولین سؤال ما این نیست که سخنران میخواهد درباره چه چیزی صحبت کند، بلکه باید بپرسیم مخاطب میخواهد چه چیزی را بشنود. آیا مخاطب میخواهد با دیدگاههای استراتژیک سطح بالا روبهرو شود یا به شنیدن مجموعهای از جزئیات علاقه دارد؟ آیا مخاطب بهدنبال شنیدن سخنان انگیزهبخش است یا میخواهد به نطقی اطمینانبخش گوش دهد؟ آیا مخاطب از قبل چیزی درباره موضوع میداند یا اطلاعاتش در این زمینه صفر است؟ آیا تلاش برای خنداندن مخاطب کار صحیحی است؟
اگر طبق معمول، حضّار به گروههایی متنوع با مشخصاتی مختلف تعلق داشته باشند، علایق مشترکشان چیست؟ چطور میتوانیم بدون حمایت از گروهی خاص، سایر گروهها را جذب کنیم؟ اگر تحت فشار قرار بگیرید، کدام گروه برایتان بیشترین اهمیت را دارد؟
این سؤالات همیشه پاسخهای سرراستی ندارند؛ اما اگر از مخاطب و نه موضوع شروع کنید، در مسیر درستی قرار گرفتهاید و این کلیدی است برای نگارش نطقی عالی.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
برچسب:
نویسنده: عباس
تاريخ: دوشنبه
1 مرداد
1397 ساعت: 10:31