به همهی نقاشیها نگاه میکنم و متوجه میشوم که کنار هر نقاشی یک اعتراف قرار دارد. با تعجب میپرسم:
«همهی این اعترافها از انسانهای واقعی است؟ همه را میشناسی؟»
سرش را تکان میدهد و به سمت در میرود.
«تمام آنها متعلق به افراد ناشناسی هستند که اعترافات خود را از شکاف در داخل میاندازند و من با الهام گرفتن از آنها نقاشی میکشم.»
به سمت نقاشی بعدی میروم.بدون آنکه نقاشی را نگاه کنم اعتراف را میخوانم.