خرید بک لینک
داستانی زیبا که بی شک دل خواننده را به درد میآورد اما شاید نگاه ما به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد. در بخشی از کتاب میخوانیم: میا هیچ خاطرهای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر میآورد: بدن آسیبدیده و غرق در خون خود را میبیند که او را سوار آمبولانس میکنند، خانوادهاش را هم میبیند که... اندک اندک باید خود را باز بیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگیاش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی، مهمتر از همه آنکه میفهمد خود او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.


راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 8 دی 1396 ساعت: 15:04

صفحه بندی